دکتر قناعتی داروساز

این یک وبلاگ شخصی شامل مطالب علمی پزشکی دارویی اخلاقی است

دوست داشتن
ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: دوست داشتن ،کشش قلب ،هوس باطل

  مطلب جالبی را یکی از دوستان نوشته اند البته دوست داشتم خودشان را معرفی می کردند هرجا هستند برایشان آرزوی موفقیت می کنم  و از لطفشان ممنونم  

دوست داشتن پریدن است آنگاه که توان پریدن از تو پر زده و پرهای تو را یارای پریدن نیست. پرواز نکردن است آنگاه که پرهای تو آماده باز شدن  اند و باد را در بر گرفته ‏اند.
دوست داشتن خود را گذاشتن است. از خود گذشتن و از خود گذشتن را آموختن.
دوست داشتن دوست را داشتن است و به داشتنی دوست بدل شدن.
دوست داشتن آتش گرفتن است نه آن ناگهان تبهای هوس آلود. بلکه آن آتش بی‏شعله و بی‏دود. آتشی که هر که آنرا چشید از خود رمید و در خود رویید و بر همه چیز خندید. آتشی که روح منجمد را روان می‏کند قلب سنگی را مذاب و جان خفته را بی‏تاب. آتشی که زندگی می‏گیرد و زندگی می‏دهد اما آنچه می‏دهد آن چیزی نیست که گرفته است. خام را پخته می‏کند، پخته را می‏سوزاند، سوخته را خاکستر می‏کند و خاکستر را به باد می‏دهد و در ابر می‏باراند. آتشی پر از آرامش و سرشار از تنش. خاموش و پر از جوشش. آتشی که اگر به تو روی آورد خورشید را در تو می‏آورد. و آنکه خورشید در او متولد می‏شود اوست که هر لحظه می‏میرد. این بهای با خورشید و در خورشید زیستن است. اما خورشید نمی‏میرد پس او همیشه به خورشید زنده است حتی اگر هر روز بمیرد»
استاد ایلیـا میم دوست داشتن، خیلی آن چیزی نیست که تو فکر می‏کنی. خیلی اسرارآمیز است و خیلی از کسانی که در آن بودند هیچ وقت ندانستند در آنند و خیلی از کسانی که درباره آن حرف زدند، فقط حرف زدند...
دوست داشتن، او را با تمام بدی‏هایش، دوست‏ داشتنی یافتن است. رابطه است چون چیزها نمی‏توانند با هم در ارتباطی عمیق باشند مگر آنکه مثل هم باشند و فقط مثل‏ها می‏توانند همدیگر را دوست داشته باشند..
دوست داشتن کشش روح است نه کشش‏های نفس و هوس. کشش قلب است نه کوشش‏های پوچ و عبث.
دوست داشتن، دیگری را داشتن است بدون زنجیر زدن. دیگری را داشتن است در اوج از دست دادن. خوبترین‏ها را برای او خواستن است. حتی اگر خوبترین‏ها، تنها گذاشتن او باشد و حتی اگر واگذاری او به دیگری باشد و حتی اگر مرگ معشوق باشد.
دوست داشتن معامله نیست اما در بین مردم جز این نیست. ندیدن و یافتن است. محاسبه نیست. دیوانه‏پنداریست. ندانسته خواستن است. تکیه به صورت نیست اتکاء به سیرت است. حبابی گذرا و زود مرگ نیست که تو را در بر گیرد و زود هنگام ترکت کند، قلب تو است که تو آنرا در بر گرفته‏ای اما او بر تو است و تو را با خود خواهد برد.
دوست داشتن پریدن است آنگاه که توان پریدن


آمار وبلاگ
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: آمار وبلاگ ،hedyeyekhodaee ،بازدید کننده

 با سلام  امروز که به آمار وبلاگم نگاه کردم جالب بود که تعداد بازدید کنندگان از ١۴۶٠نفر گذشته بود و جالب اینکه از کشورهای سوئد هند انگلستان استرالیا امریکای شمالی نیز بازدید کننده داشته است و 37 نفر هم لطف کرده برای ما نظر داده اند بیشترین مراجعه روزهای یکشنبه بوده است  امیدوارم بتوانم با پر بارکردن این وبلاگ دامنه دوستان خود را افزایش دهم وبلاگی را م همسرم خانم دکتر فرهمند بنام فرزندمان محمد راه اندازی کرده اند که در آن مطالب خواندنی نوشته اند وبا جستجوی hedyeyekhodaeeدر گوگل قابل دسترسی است


درسهایی از مختارنامه فرصتی برای فکر کردن
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: مختار نامهwwwmokhtarnamehcom ،شریح قاضی ،ولایت فقیه ،مسلم امام زمان

اشاره: مختار، ابوعبید بن ثقفى، سیاستمداری با درایت، جنگاوری ورزیده و علوی تباری متعصب است. او در زمان حرکت امام حسین(ع) به سمت کوفه، به جرم همکاری با مسلم بن عقیل و پناه دادن او در منزل خویش، توسط عبیدالله ابن زیاد زندانی می شود و در روز عاشورا به دلیل زندانی بودن نمی تواند امام حسین(ع) و یاران او را همراهی کند اما پس از آزادی با متحد کردن شیعیان، علیه حکومت یزید قیام می کند و با شعار یالثارات الحسین به خونخواهی امام حسین (ع) و شهدای کربلا، از قاتلان آنها انتقام می گیرد و آنها را از دم تیغ می گذراند و در کوفه یک حکومت شیعی انقلابی تشکیل می دهد.

مختار نامه عنوان سریالی است که داستان زندگی و قیام مختار ابوعبید بن ثقفى را روایت می کند.

سریال مختارنامه سه بخش دارد که در بخش نخست جوانی زندگی مختارثقفی و در دو بخش دیگر میانسالی تا شهادت وی را به تصویر می کشد.

این سریال از پرو‍‍‍ژه های تاریخی و محصولات رده الف مرکز سیما فیلم است که تهیه کنندگی آن را محمود فلاح برعهده دارد.

مختارنامه از پروژه هایی است که با صرف زمان، انرژی و هزینه فراوان ساخته می شود و به خاطر مقطع خاص تاریخی که به نمایش می گذارد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

ولی اینها بهانه ایست تا انسان به خود بنگرد که اگر تاریخ تکرار شود کجای داستان خواهد بود ببیند در فتنه های گذشته آیا توانسته به درستی تشخیص بدهد آیا بصیرت لازم را پیدا کرده است

 

حال فکر کنید اگر امام زمان عج بخواهد بیاید   مسلم  ایشان کیست ؟ چه کسانی امام را یاری خواهند کرد ؟ آیا بر اموال خود امیریم یا اسیر آنها ؟ خانمها مردان را بر پیوستن به امام تشویق می کنند یا منع ؟

امام زمان فرموده اند در هر زمان به راویان حدیث ما مراجعه کنید ؟

پس کسانی که دعای فرج می خوانند در نقش کسانی هستند که برای امام نامه نوشتند ولی فقیه مسلم امام زمان است ؟ حال ما چقدر ولایت پذیر بوده ایم ؟ چقدر مسلم را شناخته ایم ؟

چقدر ایمانمان قوی است ؟ اگر می خواهید ببینید چقدر ایمان دارید ببینید برای چه مبلغی دروغ می گوییم ؟

 

پندها از این فیلم بسیار است ...

 قاضی شریح همان کسی بود که در زمان حضرت علی در کوفه قضاوت می کرد بعد همین فرد بجای می رسد که خون فرزند علی را هدر اعلام می کند و اورا خارجی معرفی می کند .

مساله دیگر اینکه 6سال پس از واقعه عاشورا  مختار قیام می کند و حتی یک نفر از قاتلین امام حسین را زنده باقی نمی گذارد  حال ببینید تفاوت مدت زنده باقی ماندن یاران امام با قاتلین وی چقدر کم بوده ولی  چه جایگاه متفاوتی دارند . سرنوشت مردم کوفه پس از این ماجرا تاکنون ببینید از حجاج یوسف تا حزب بعث این قوم هیچ گاه حاکم عادلی را تجربه نکردند

پس یادمان باشد عمر کوتاه است میز و مقام ماندنی نیست فرصت کوتاه عمر فقط لحظه ای است که باید نشان دهیم در کدام خط هستیم  خط حق یا باطل و اینه یک سر نخی بود برای فکر کردن

نشود که آن حادثه تکرار شود    برای شخصیت شناسی سایر نقشهای سریال به سایت رسمی مختارنامه www.mokhtarnameh.com مراجعه نمایید


خدایا به من باموز که چه می خواهم
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

امروز می خواهم در هر نفس به هنگام دم این دعا را تکرار کنم که:

خدایا به من بیاموز که هرگز ازتو نخواهم مرا از بلایا حفظ کنی بلکه می خواهم به من شهامت  رویارویی با بلایا را بدهی .

به من بیاموز به جای آنکه تسکین دردهایم را از تو بخواهم از تو خواستار قلبی باشم که قدرت پیروزی بر دردها را داشته باشد.

به من بیاموز که آرزویحفاظت در مقابل ترس و اضطراب را نداشته باشم بلکه آرزوی صبری داشته باشم که مرا به رهایی روحم رهنمون می شود.